خرید بک لینک

امروز دو فیلم کاملا متضاد هم نگاه کردم، رحمان1400 و پارادایس....

یکی هدفش تخریب بود و دیگری نقش هدایت گری داشت. موضوع رحمان1400،.پیرامون زندگی برخی آقا زاده ها بود، کارگردان تا توانست بر مسئولان, تاخت و آنها را متهم به فساد اخلاقی کرد، از دیدن فیلم تاسف خوردم، که چرا باید پول بیت المال خرج کسانی شود، که نظام را نشانه گرفته اند، در این فیلم پارتی های شبانه را امری عادتی جلوه می داد و با توهین به قشر ضعیف جامعه، سعی در تخریب جایگاه بانوی ایرانی در قامت یک مادر، دختر و یک زن ایرانی دارد و قشر مرفه جامعه را نیز قشری به دنبال خوشگذرانی و شهوت رانی معرفی کرده است، یک جامعه ای که رو به ابتذال می رود. خروجی این فیلم، کاری با قشر نوجوان و جوان جامعه می کند، که تبلیغات شبکه های معاند، ریال عربستان و معاندین با نظام قادر به علمیاتی کردن آن نیست. ما هر بلایی به سرمان می آید از جهل، عقب ماندگی ذهنی عده ای روغن فکر لیبرالی که نام خود را هنرمند گذاشته اند، به سرمان می آید. اما فیلم پارادایس نشان می دهد، که هر چه از انقلاب اسلامی می گذرد روح جامعه سیقل داده می شود و به سمت مهدویت پیش می رود. ماجرا از طلبه ای شروع می شود که در حوزه علمیه مشغول تحصیل است، از طریق شبکه اجتماعی اینستاگرام با دختر آلمانی آشنا می شود، باب آشنایی طلبه از نقاشی هایی که او می کشد شروع می شود، طلبه جوان با دوست و استاد خود راهی آلمان می شود، در آنجاطلبه عاشق دختر آلمانی می شود و اتفاقاتی می افتد، که بر جذابیت فیلم می افزاید، در این گذر ما با تغییر روحیات طلبه جاون رو به رو هستیم و در آخر طلبه درس واقعی را از استاد فرا می گیرد و اتفاقاتی داستانی فیلم باعث پختگی فکری و اندیشه او می شود، انتهای فیلم یک تبعه یکی از کشورهای خارجی مسلمان می شود.

دو فیلم با دو رویکرد کاملا جدا، یکی تخریب می کند و یکی اقتدار نظام را نشان می دهد. جنگ امروز جنگ داخلیست، جنگی بین آزادی اسلامی با نگاه لیبرال غرب گرایانه است. یکی از راه هایی که دشمن سعی می کند، از طریق آن به نظام ضربه بزند، به تسخیر گرفتن هنرمندان نظام است. دشمن خوب می داند، که به چه نحو فکر، عقیده و باور عده ای از هنرمندان را به سمت خود بکشاند، اول هنرمندان شناخته شده را شناسایی می کند، بعد با آنها ارتباط می گیرد، آنها را به جشواره های (به ضم عده ای معتبر) دعوت می کند، که فیلم و اثر هنری خود را به دبیرخانه آن جشنواره بفرستند و در یک برنامه از پیش تعیین شده، آنها را به عنوان نامزد جشنواره معرفی می کند، تبلیغات هم از طریق شبکه های چونbbc و voa ,وmanoto صورت می گیرد. در این گذر وظیفه مجریان شبکه ها تبلیغ کاذب و بزرگ نمایی از هنرمندان و آثار اوست، این هم اضافه کنم، در طول مدت آشنایی احتمالا خوراک مناسب فکری به هنرمند می دهند، تا بر اساس معیار و نظر آنها فیلم بسازندو اثر هنری ضد ایرانی خلق کنند.

اما راهکار چیست، تقویت رسانه ملی با کارشناسان مجرب و اساتید معتبر و متعهد دانشگاهی جهت بازنگری اساسی بر آنچه از رسانه ملی پخش می شود، تا عیار و معیار فیلم و سریال های تلوزیون مشخص شود.( دوم) کوتاه کردن دست برخی دلالان که خود را به عنوان تهیه کننده و کارگردان معرفی می کنند، فیلم های سینما و تلوزیونرا به اهلش بسپاریم، نه به هر کس

سوم) استعداد یابی که چه در زمینه فیلم نامه نویسی و چه در زمینه کارگردانی و....

چهارم) برای ساخت سریال های مناسبتی، دقیق و اصولی رفتار کنیم، مثلا برای رمضان سال1400، باید در سال 98، 1399 فعالیت را آغاز کرد، با اطلاع رسانی عمومی از طریق رسانه ملی از فیلمنامه نویسان موفق دعوت کنند، تا اثار خود را به دبیرخانه مشخص شده ارسال کنند، دوم)مشخص کردن یک هیئت کارشناسای از افراد خبره جهت انتخاب فنی ترین و بهرین اثر، سوم) انتخاب چرخشی کارگردان های متعهد و معرفی یکس از آنها جهت ساخت فیلم مناسبتی.

شاید بهترین سینمای کودک هم، در دهه60 و70 شکل گرفتم، اما متاسفانه از اوج به یکباره سقوط کرد. یادمان باشد، کودکان امروز سرمایه فردای نظام هستند. برای رفع تکلیف و پر کردن زمان پخش رو به خاله بازی نیاوریم. خاله ها و عموم های تلوزیون خروجی برای کودکان نظام ندارند. سینام و تلوزیون کودک و نوجوان را هم جدی بگیریم. نگوییم این که کودک است چه می فهمد، کودکی که امروز نفهمد، فردا هم نمی فهمد و پس فردا سر از جایی در می آورد که جز تاسف ارمغانی ندارد، ان موقع تازه ما متوجه می شویم، که این ما بودیم که نمی فهمیدیم و کودک و نوجوان و جوان را در زمانی که دشمن با انواع و اقسام فیلم ها، سرگرمی ها، بازی ها، سرباز برای جبهه خود در خاک ما پرورش می داد، ما آنها را به چشم نمی دیدم. براستی چرا هادی و هدا، مدرسه موش ها، خانه مادربرزگه،آقای حکایتی و.... تکرار نشدند، جواب واضح است، چون تخصص فنی و روانشناسی کودکان را از تلوزیون حذف کردیم و از آن موقع خاله ها در تمام شبکه ها با رفتاری سخیف سعی و بدون علم سعی در کوچک کردن سن و سال خود، جهت ارتباط با قشر کودک و نوجوان را داشت، که انقدر کوچک شدند، که در افکار کودکان جایی به خود اختصاص ندادند، یه کودکان احترامی بگذاریم که شایسته آن هستند.

از چند شاخه شدن موضوع جدا عذرخواهی می کنم، اما در این مدت کوتاه شعی شد، تا بر آنچه در رسانه ملی و سینمای ما اتفاق می افتد، گذری داشته باشیم، قطعا این موارد مخالفان و موافقانی دارد، اما نگارنده سعی می کند، با وفاداری به آرمان ها و ارزش های نظام ، آنچه از ضم خود ضعف سینما و تلوزیون است را بیان کند.

با بازنگری اساسی در محتوا و فضای سینما و تلوزیون، هم دست دلالان کوتاه می شود، هم پول بیت المال ساخت فیم های تجاری و ضد ارزشی و اخلاقی نمی شود و هم گامی موثر جهت پاکسازی سینما از ابتذال و تفکرات لیبرالی، برداشته می شود.

سینمای ایران امروز بیش از هر چیز نیاز به نظارت، حراست و مراقبت دارد. دشمن سینما و قشر بازیگر و کارگردان را نشان گرفته است. هشیار باشیم. باید فرق اجتماعی، انتقادی را درست در مخیله عده ای جا بیندازیم، انتقاد راهی می رود، که به بالندگی یک مجموعه برسد، چون نیتش خیر است ولی تخریب، جز خرابی به بار نمی آورد، تخم بدبینی را در نهاذ افکار و اذهان می کارد و ثمره آن درخت شومیست، که بر اندیشه و اقکار عموم سایه می اندازد، تا از دیدن افق های دور مردم را محروم کند.

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:31

صفحه بندی