خرید بک لینک
چند روز پیش تصادف کردم , برای دومین بار بود بی آنکه صدمه ای ببینم و یا وسیله ام خسارتی ببیند .جان سالم به در بردم.احساس کردم همان کسی که در تصادف یک سال پیش دستم را گرفت ،ان روز هم نگذاشت حتی یک خراش ببینم.

کمی کوفتگی و درد در اندام هم طبیعی است.حساب کنید ماشینی با سرعت زیاد ،از رو به رو یا پشت سر به تو بزند .خب محتمل ترین چیز شکستگی در ناحیه لگن ،دست و پا است یا حتی مرگ ولی هر بار که از روی وسیله افتادم دست خدا بود که مرا به زندگی برگرداند .دست خدا همان آغوش عزرائیل بود . راستی چند بار در زندگی به آغوش عزرائیل افتادید و دست خدا تو را به زندگی برگردانده است.عزرائیل هر روز به ما سر می زند ،او را دوست داشته باشیم و شیطان را دشمن.طوری زندگی کنیم که هر روز به او نزدیک تر شویم تا وقت مرگ غافل گیر نشویم .در زندگی اتفاق های می گفتد که بارها این جمله را تکرار کنیم ؛به خیر گذشت وگرنه جانم را از دست داده بودم ،وگرنه اتفاق بدی می افتاد ،این وگرنه ها همان دست خداست که در زمان های مختلف ما را از معرکه نجات می دهد .پس وقتی عزرائیل را دیدی بهانه نیاور و تقدیر را بپذیر که او در تمام طول عمر به اذن خدا نجات دهنده بود و تو غافل...

براستی که فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.

برچسب: نویسنده: لیلا حسنی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:39

صفحه بندی