این روزها سخت می گذرد. این روزهایی که می دانی همسنگرانت، نقاب بر صورت می زنند و ولی هیج تعلق خاطری به حرف هایی که می زنند، نمی بینی.
این روزها از حق الناس می شنوی و در خفا حق الناس های سر بریده ای می بینی که قرار است گوشت تن هم کیشانت شوند.
چه کنم، چه کنم؟، که از نهان خبر می رسد، وقتی می شنوی، از درون فرو می ریزی، می بینی خیانتشان را و به ناچار روزه سکوت می گیری.
آآآآی تو، تو که دو ماه سیاه پوش اباعبدالله الحسین(ع) بودی، آیا جز این بود، که حضرت(ع) برای حفظ اسلام رفت، سر به دار شد، ولی تن به ننگ و ذلت نداد.
متاسفانه باید عرض کنم که این روزها به چهره نزدیکان که می نگرم، هیچ نشانه ای از ظهور نمی بینم؛ این ها که در تصاحب دنیا با هم مسابقه گذاشته اند و به صغیر و کبیر رحم ندارند، فردا که حضرت مهدی(عج)ظهور کنند، هیچ بعید نیست به سمت او شمشیر بکشند.آنها همان هایی هستند که بیعتشان با رهبر عزیز حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی( لسانی بیش نیست.
دریغ که این همه بلا بر سرشان نازل می شود و بر احوال خود تدبر نمی کنند و بیدار نمی شوند .بی خود نیست، که می گویند، کسی که خود را به خواب می زند، را نمی توان کاری کرد.
پس به ناچار باید بندهای دست و پایم را باز کنم و از آنها فاصله بگیرم. براستی برای رستگار شدن و هم پیمانی با رهبر، راهی جز رهایی از شرایط موجود نیست.
آنها که در این شرایط حساس تمام وقتشان را صرف می کنند، تا حذف کردن یاران از صحنه نبرد.چگونه می توانند دشمن را عقب برانند .چگونه می توانند بر دشمن چیره شوند .کسی نیست به آنها بگوید .برادر طرفتان را اشتباه گرفتید من هیچ تشابه ای به دشمن ندارم .این ها کساننید که در جنگ فرضی هم شرکت کنند تلفات سنگین می دهند.چون تمام وقتشان رسیدن به جایگاه بالاتر است و صد حیف که تثبیت جایگاه خویش را بر ثبیت جایگاه نظام ترجیح می دهند و صد حیف که این ها را می بینم و باید سکوت کنم و صد حیف که آینده به من می گوید هیچ جایگاهی در قلب این ادم های سنگ دل نخواهم داشت و صد حیف که ناگهان چه زود دیر می شود و صد حیف که تا توفیق خدمت رسانی یک ماه بیشتر نمانده و بعد از آن من دیگر نباید باشم .چه کنم که حس ششم قوی است و از نهان و آشکار کم و بیش خبردارم.س
کاش الگوی نزدیکان سیدالشهدایی(ع) می شد.
وقت نماز صبح است و وقت عاشقی.
التماس دعا
برچسب:
نویسنده: لیلا حسنی